آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
478
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
سياسى انقلابى گرفت ، ولى اساس ديانتى آن باقى بود و پيروان اين آيين در ميان طبقات عاليه هم وجود داشتهاند « 1 » . عاقبت مزدكيان خود را باندازهء قادر يافتند ، كه شروع به ترتيب مراتب روحانى خود نموده ، يكنفر رئيس روحانى انتخاب كردند . بنابروايت ملالاس نام او اندرزر « 2 » بوده « 3 » و نلدكه اين لفظ را اندرزگر دانسته ، كه در زبان بمعنى مشاور و معلم است « 4 » . اين كلمه عنوان بوده است ، نه نام عادى و ظاهرا رئيس كل فرقه مزدكى را اندرزگر ميخواندهاند « 5 » . بارى ملالاس و تئوفانس روايت كردهاند ، كه اين اندرزگر در قتلعام مزدكيان به هلاكت رسيد و از طرف ديگر در همه منابع تاريخى ايرانى و عرب ، كه مأخذشان خوذاى نامگ بوده ، منظور است ، كه مزدك با گروهى از اصحابش در روز قتلعام هلاك شدند . پس خيلى محتمل است اندرزگرى ، كه مزدكيان برياست كل برگزيدند ، همان مزدك باشد . ناتوانى و ضعفى ، كه بسبب فتنه كمونيستى مزدكيان در ايران پيش آمده بود ، اگرچه كواذ را مانع نشد ، كه مردانه با روميان نبرد كند ، ولى نظر به همين ضعف داخلى ايران حارث بن عمرو از قبيله كنده توانست ، كه منذر ثالث پادشاه حيره را منهزم كند و بپادشاهى حيره بنشيند « 6 » . واقعه قلع و قمع مزدكيان در آخر سال 528 يا اوايل سال 529 رخ داد « 7 » . علت آن نقشهء بود ، كه مزدكيان راجع بوليعهدى كاوسرپذشخوارگر شاه پسر كواذ كشيده بودند و ميخواستند علىرغم تصميم شاهنشاه ، بوسيله توطئه و تحريك ، اين
--> ( 1 ) - « مشاوران ايرانى ، كه تابع عقيده آنان بودند » ( تئوفانس ) . ( 2 ) - Andarazar ( 3 ) - تئوفانس اندرس Indazaros نوشته و البته صحيح نيست . ( 4 ) - نلدكه ، طبرى ، 462 ، يادداشت 3 . ( 5 ) - راجع بعنوان « اسقف » در كيش مانى ، بالاتر ص 217 را بهبينيد . ( 6 ) - رتشتين ، ص 87 و ما بعد مقايسه شود با اليندر Olinder ، ملوك كنده The Kings of Kinda لوند 1927 . ( 7 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 465 .